یلدا...
در بلندترین شب سال/ در کنار گلدان آتش/
به تمام پهنای دلم می گریم /
به یاد روز بارانی / برای شاخه گلی کوچک /
برای دلم می گریم/ عجب شب بلندی است /
به همراه زمان به روی ساعت می خوابم /
به همه چی می خندم / به خودم / به سایه های ابر و خوشید /
به عشق و غم / به زمان می خندم که به خواب رفته با ساعت /
ناگهان خوشید می آید / به خودم می آیم /
به خودم باز می خندم / - که به جای زمان سپری گشتم!!! /
در بلندترین شب سال ;/
/ نه / ... در قشنگترین شب سال /
در کنار دفتری از گلبرگهای سایه انداخته بر شب /
به تو می اندیشم / به تمام خوبی ها ....
هادی

