مرد مرده...
صندلی خاکی / بدون هیچ صدایی / کنار من زانو زده /
کلامی نمانده در این اتاق ابدی /
و من، غرق شده در اندیشه باران / ازدحام طناب را /
به پستوی شال تو / تبعید می کنم /
شاهرگ زمان ترک میخورد /
از نگاه گرم خدا / از شبنم آویزان شده بر گونه ام /
از دل ساده ام / و از حیرانی چوبه دار /
این چکاوک / با زخم های کبودش / چند ثانیه آخر پاییزم را /
روی سقف اتاق / ترسیم می کند /
آسوده بخواب مرد مرده / که در این جشن غم / چشم خدا هم /
به بن بست تو رسیده / با صدای صاعقه ها /
هادی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 9:0 توسط هادی اکبرزاده
|