هراسان در میان کوچه ها /

سرفه کنان /

با تشنجی پایدار /

حجم سرد سایه ای ،در خلوتی پنهان دراز کشیده /

- و من دیدم ...

اکنون که قلم بر دست  تورا می نویسم /

همجوار مرگی هستم که گویا  پشت همین پنجره است ...

من زیر آفتاب نگاهت عرق کرده ام  /

و در پیمودن ارتفاع سبز ماه /

به دور از زمین /        - دست تکان می دهم / بی آلایش

به معنای آن نگاه دیرینه /

به چای داغ /

به لباس زمستانی /

به انار ، که سرخی اش را به دیگری فروخت /

... و به منحنی لبخند تو /

این جا / بدون تو ...

        ...   دست در دست درخت سیب /     دست تکان میدهم بی آلایش /


هادی