برف روی لبه تنها گلدان شمعدانی ام / سجده می کند /

وقتی که می نشینم / دقیقأ روبروی خدا /

کنار استوارترین سرو سپید شده /

در آسمانی ترین کنج افق /

در انبوه سر به زیرترین کاج ها /

- می نوشم نبود تلخت را /

و تلنگر نوازشت / بی صدا /

نقطه صفر مغز مرا /

به کعبه ای از یاس های رقصنده در آهنگ باد /

 کوک می زند /


هادی