خلسه...
امروز نیز حرفی برای گفتن ندارم /
ماه را سر جایش گذاشتم /
چون سحر گاه است و ... ستاره ام هم نیست /
و اینک / - همپای آن مرد / کوچه نشین و خلوت نشین /
در امتداد قصه ای آن طرف شیطان ها / دنیا را جادو می کنم /
از این بهانه های کذب /
که بدون حتی کلمه ای ، در شامگاه سواحل خاموش رویا /
تجربه ای خواهم شد در خلسه ای متروک /
... و پرده ای از اشک هایش، /
راز مرا در تنهایی ام با لذتی خاص فاش می کند /
هادی

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 7:0 توسط هادی اکبرزاده
|