فاصله مطلق...
باز هم من و من / در این فاصله مطلق / حرمت سکوت را میخرم /
چه راز مبهمی ست بین خط های موازی ام /
جاده هم سرک می کشد در چشم من /
که نگاه می کردم به رفتنت /
من به سقوط تعظیم نخواهم کرد / مردمان انتهای کوچه هم دیدند /
که با بی بهانه ترین شهادت دروغ .../ انزوای خویش را سکوت می کنم /
و در یک جای دووووو...ر / همچنان گنگ / در انتظار مجازات لحظه های مرگ /
بغض ها را به دفتر های بدون خط خویش هدیه می کنم /
حال خوبی نیست / دیدار با چوبه دار / در یک خانه قدیمی /
کنار سرکه های انگور / کنار کوک ثانیه های ابدی چشمانت /
سیگار هم نقاشی مبهمی می کشد از پروانه ام / راستی چه زیباست
این واژه واژه های فریاد ...
... و اینگونه بود که تکه یخ غرورم زیر گرمای نگاهش آب شد ...
تا من هم سهمم را از زندگی از دست بدهم ...
هادی