مست از عطر گل های یاس جوانی / که نور بودم در روز / و سایه ای در تمامی

شب ها / که درآن سلسه تکاپو / چرخیدن دور فراموشی خویش / رویای من بود / در

یاد من مانده هنوز / که با نوشته هایم / شاپرک ها هم بغض هاشان را / وعده ای

غذا می کردند / و من مانده ام مثل قایقی یخ زده / در سواحل آغاز تو / مثل بیکرانه

های دریا / مثل لبی تشنه /    .... هنوز بی وقفه دوستت دارم / و در این میان /...

زمین زیر پای من ، در حال سقوط است...


هادی