سقوط...
مست از عطر گل های یاس جوانی / که نور بودم در روز / و سایه ای در تمامی
شب ها / که درآن سلسه تکاپو / چرخیدن دور فراموشی خویش / رویای من بود / در
یاد من مانده هنوز / که با نوشته هایم / شاپرک ها هم بغض هاشان را / وعده ای
غذا می کردند / و من مانده ام مثل قایقی یخ زده / در سواحل آغاز تو / مثل بیکرانه
های دریا / مثل لبی تشنه / .... هنوز بی وقفه دوستت دارم / و در این میان /...
زمین زیر پای من ، در حال سقوط است...
هادی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:57 توسط هادی اکبرزاده
|